خرید بک لینک
محمد عنبرسوز/ سریال «افعی تهران» مهمترین و پرمخاطبترین مجموعه شبکه عنوان نمایش خانگی در هفتههای اخیر بهشمار میرود که به واسطه قصه متفاوت و البته حواشی پیرامونش به محلی برای بحث و تبادل نظر در میان دوستداران سریالهای ایرانی تبدیل شده است. درباره این مجموعه و کیفیت هنری حواشی آن، با آرش فهیم، منتقد سینما گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید.بهطور کلی، کیفیت و ساختار سریال «افعی تهران» را چطور ارزیابی میکنید؟سریال «افعی تهران» شروع خوب، گرم، متفاوت و تازهای داشت؛ ماجرای یک قتل سریالی که این بار به جای پلیس، یک سینماگر دنبالکننده آن است و قصد دارد فیلمی درباره آن بسازد و در ادامه مشخص میشود خود این سینماگر، دچار بحرانهای روانی است و... . این یک موضوع بکر و خاص به نظر میرسید. درواقع، «افعی تهران» با این داستان، تلفیقی از ژانر جنایی و زیر ژانر روانشناختی پیش روی مخاطب قرار گرفت که البته سویه رمانتیک هم در آن جریان دارد؛ اما هر چه جلوتر آمدیم، روند این سریال هم خستهتر شد؛ به طوری که طی دو، سه قسمت اخیر، ماجراهایی دائم تکرار میشوند. مثل قطع و ادامه فیلمبرداری در فیلم، رفت و آمد آرمان بیانی به مطب، مشاوره و روابط بیانی با پسرش و... . همچنین نقشآفرینی بازیگرهای این مجموعه متوسط ارزیابی میشود. پیمان معادی ابتدا متفاوت از بازیهای قبلیاش به نظر میرسید؛ اما بازی او در طول سریال، تکراری و یکنواخت است و فراز و نشیب ندارد. «افعی تهران» به بازنمایی سبک زندگی غربی و لاکچری میپردازد و نشانهای از زیست بومی و ایرانی ندارد. عجیب اینکه موسیقی متن این سریال، خارجی است و از ترانههایی به زبان انگلیسی استفاده شده است. یعنی حتی در زمینه موسیقی متن هم تلاش شده رنگ و لعاب سریال تا

برچسب: نویسنده: رها رضاپور تاريخ: پنجشنبه 27 ارديبهشت 1403 ساعت: 12:46

حرکت برخلاف جریان آب«پرویزخان» حاصل استفاده درست و سنجیده از یک سوژه گمنام در این زمانه، اما دارای ظرفیت دراماتیک بالا برای سینماست که به نتیجه مدنظر نیز واصل شده است.یکی از غافلگیریهای چهل و دومین جشنواره فیلم فجر، فیلمی از یک جوان ناشناخته و به اصطلاح فیلم اولی به نام «علی ثقفی» است که از عرصه فیلم کوتاه، به دنیای سینمای بلند حرفهای گام گذاشته است. او یکی از دوست داشتنیترین فیلمهای سالهای اخیر سینمای ایران را ساخته است. فیلمی در ژانر بیوگرافیک (زندگینامهای) و در زیرژانر ورزشی که البته به برخی از حوادث و مسائل سیاسی تاریخ معاصر ایران نیز میپردازد. داستان فیلم «پرویزخان» با یک مسابقه فوتبال شروع میشود. یکی از مسابقات تیم ملی فوتبال ایران در اوائل دهه 60 با یک سرمربی اصولگرا و منضبط به نام پرویز دهداری که خودسری و بیاخلاقی بازیکنان را تحمل نمیکند. درنتیجه این بازیکنان نیز نامهای را مبنی بر استعفا از بازی در تیم ملی امضا میکنند. مربی، ناچار برای ادامه فعالیتش سراغ کشف استعدادهای جدید در نقاط دور و نزدیک میرود و تیم جدیدی را درست میکند. از طرفی هم برخی مقامات و نمایندگان مجلس به خاطر این کار، پرویز دهداری را تحت فشار قرار میدهند. اما دهداری با تکیه بر نسل جدید، یک حماسه بزرگ خلق میکند.اولین اتفاق در فیلم «پرویز خان» رفتن سراغ یک سوژه است که روزگاری در صدر اخبار و مسائل بود اما احتمالا برای نسل امروز ناشناخته است. این سوژه، پرویز دهداری، فوتبالیست و سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در دوره ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی است که به «معلم اخلاق» هم شهرت یافته بود. در این دوران که چهرههای مشهور و به اصطلاح سلبریتیها میداندار عرصههای هنری و رسانهای و ورزشی هستند، رفتن سرا

برچسب: نویسنده: رها رضاپور تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 11:35

بازی صحت و جمشیدی بد استمحمد عنبرسوز/ یکی از عناوین پرمخاطب سینمای ایران در اکران نوروزی فیلم «بیبدن» به کارگردانی مرتضی علیزاده، نویسندگی کاظم دانشی و تهیهکنندگی سید مصطفی احمدی است. درباره این فیلم با آرش فهیم، منتقد سینما گفتوگویی داشتیم که در ادامه میخوانید.تحلیل کلی شما از فیلم «بیبدن» چیست؟«بیبدن» بهعنوان اولین فیلم مرتضی علیزاده بهطور کلی، فیلم بدی به نظر نمیرسد؛ اثری قصهگو است که یک موضوع ملتهب کارآگاهی و دادگاهی را به تصویر کشیده است، ضرباهنگ مناسبی دارد و میتواند مخاطب را به خودش معطوف کند. هر چند که رد نگاه و سبک نویسنده فیلمنامه (کاظم دانشی) در فیلم پررنگ است. کاظم دانشی قبلا فیلم «علفزار» را ساخته بود که در آن فیلم هم یک پرونده واقعی را در فضای دادگاهی و در روند دادرسی به تصویر کشیده بود؛ اما «بیبدن» نسبت به آن اثر، حداقل در حوزه ایده و محتوا، جلوتر است. ویژگی خاص این فیلم، نوع نگاه به قصاص است. قصاص یکی از موضوعات مورد علاقه فیلمسازان حوزه اجتماعی در سینمای دو دهه اخیر ایران بوده است. موضوعاتی همچون قتل و قصاص و تلاش خانواده قاتل برای جلب بخشش خانواده مقتول، نقطه مشترک این فیلم با نمونههای مشابه است. در اکثر فیلمهای درباره قصاص، دوربین با خانواده قاتل همراه بوده و رنجها و دغدغههای آنها را نمایش داده است؛ گویی آنها مظلوم هستند و اولیای دم، گناهکار و ظالماند! «بیبدن» را میتوان اولین فیلم جدی در این حوزه دانست که تغییر موضع داده و به خلوت پر درد و سوگواری اولیای دم رفته و رنجها و فشارهای خانواده داغدار را بازتابانده است.در دوگانه فیلمنامه و کارگردانی، وضعیت را متعادل میدانید یا یکی از این دو مؤلفه جلوتر است؟ اگر تعادل برقرار نیست، دلیل آن

برچسب: نویسنده: رها رضاپور تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 11:35

صفحه بندی